جعفر شهرى باف
544
طهران قديم ( فارسى )
آنها سر درآورند خاصه پسردارها كه ميتوانستند علاوه بر صورت ظاهر و سلامت و زيبائى اندام از نجابت و عدم نجابت و سنگينى و جلفى دختر اطلاع حاصل نمايند ، چه دخترهاى نجيب خانوادهدار با اصل و نسب بيش از هر مكان در حمام از دختران بىبند و بار سبكسر متمايز ميگرديدند ، از آنجا كه اين گونه دختران حتى در حمام نيز از حفاظت اندام ظاهرى و نهانى خويش خوددارى ميكردند ، خلاف دختران بىاصل و نسب كه عورى و نمايش نقاط دلانگيز اندام خود را نوعى تفاخر و وسيله جلب نظر خواستگار مىدانستند . ديگر دلاك و آبگير و جامهدار هر حمام زنانه بود كه محتسب زنان و دختران اهل محل شناخته شده و آنها بودند كه ميتوانستند از زير و بالاى مشتريان خود اطلاع داشته باشند ، چه دلاك بود كه همزبان و همراز مشترى خود محسوب شده ميتوانست از اوضاع و احوال و احيانا رازهاى درونى وى اطلاع حاصل كرده در مشكلات راهنمائى او نمايد و جامهدار بود كه معدن اسرار مشتريان حمام به حساب آمده ميتوانست بغچه حمام آنها را به زير بغل گرفته با خود بحمامشان آورده ، يا بجاى آن و به اسم آن سراغ دوست و رفيق و معشوق و محبوبشان فرستاده رازشان نگاه داشته يا رسواى خاص و عامشان بكند . مثل حمام زنانه ميماند ! جمله بالا قرينهاى بود كه هر جاى شلوغ را به آن مثل ميزدند ، از آنجا كه حمامشان خلاف حمام مردها كه در سال بيش از چند نوبت رواج نميگرفت همهى اوقات ازدحام بود و خلوتى نميگرفت بدين جهات : اول طول اقامتشان در حمام كه غالبا يك صبح تا غروب طول ميكشيد و كمتر مدت آن يك صبح تا بعد از ظهر يا يك پيش از ظهر تا غروب بود كه كمتر از آن دلچسبشان نميگرديد ، مگر حمام تو آبى كه فقط غسل تنها لازمشان باشد . ديگر عادت دهانگيره و ناهار و عصرانهخورانشان مانند كاهو سركه و كاهو ليته ، گوشت كوبيده ، سركه و شبدر و امثال آن كه آنهمه مدت ماندن در حمام بدون صرف خوراكى مقدورشان نشده ضعف عارضشان ميگرديد . ديگر : رنگبندان و حنابندان و سر شانه كردن و غيره كه هر يك بيش از يكى دو ساعت